روایت شهری یزد از دریچه مثنوی «حسن اتفاق» تأثیر تبریزی؛ معماری بهشت

نوع مقاله : پژوهشی

نویسنده

دانشگاه هنر ایران

چکیده

این پژوهش در بررسی روایت شهر یزد در عصر صفوی از منظر مثنوی «حسن اتفاق» محسن تأثیر تبریزی است. محور اصلی این پژوهش، مفهوم «معماری بهشت» است که با تأکید بر عناصر «باغ» و «آب» در توسعه و آبادانی شهر یزد، با تکیه بر سه تاریخ محلی یزد، موردمطالعه قرار گرفته است.
 سوالات اصلی پژوهش حول چرایی تمرکز تاریخ‌نگاران یزدی بر ساختار معماری و آبادانی شهر و تفاوت‌های آن با سایر تواریخ محلی ایران است. نتایج نشان می‌دهد که یزد با وجود کمبود منابع طبیعی آب، به شهری مهم و آباد تبدیل شد و این موضوع در حافظه و هویت شهری یزد بازتاب یافته است. در این راستا، مقاله همچنین به بررسی انعکاس این هویت شهری در ادبیات و شعر عصر صفوی به‌ویژه مثنوی «حسن اتفاق» پرداخته و ارتباط آن با تجربه و خاطرۀ جمعی یزدیان را تحلیل کرده است.
در این پژوهش که متکی بر روش تحلیل تاریخیِ متون دست اول است، نشان می‌دهیم که در تاریخ یزد، شهر و شعر پیوند ناگسستنی داشته‌اند و بخشی از تجربۀ ساکنین از شهرشان در شعری که می‌سرودند شکل می‌گرفت و بازتاب می‌یافت. همچنین نشان می‌دهیم نزد تأثیر تبریزی تصویر بهشت یزد بود که به شعر در آمده بود.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

Narrative of the city of Yazd through the lens of Tasir Tabrizi's Masnavi Husn-e Ittefaq ; Pradaise architecture

نویسنده [English]

  • Zeynab /AMIR/Rasool Lari Darabi/Maziar/Jafarian
Iran University of Art
چکیده [English]

This study delves into the narrative surrounding the city of Yazd during the Safavid era through the lens of Mohsen Tasir Tabrizi's Masnavi titled Husn-e Ittefaq (Good Luck.) Central to this investigation is the exploration of "architecture of paradise," a concept intricately intertwined with the city's development and depicted through elements like gardens and water, drawing upon Yazd's rich local histories.
The primary inquiries revolve around the emphasis placed by local historians of Yazd on the architectural evolution of the city, particularly in comparison to other regional histories in Iran. Findings reveal that despite Yazd's limited natural water sources, the city emerged as a pivotal, flourishing urban center, a narrative deeply ingrained in the collective memory and urban identity of its inhabitants. The article further probes into how this urban identity manifests in Safavid era literature and poetry, particularly evident in Tasir's Poem, and analyzes its resonance with the experiences and shared memories of people of Yazd.
Using a historical analysis methodology focused on the primary texts, the research emphasizes the inseparable link between the city of Yazd and its poetry, illustrating how residents' experiences were not only shaped by their city but also reflected in the verses they composed. Additionally, it highlights the portrayal of Yazd as a Paradise-like haven in poetry.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Yazd
  • Urban Narrative
  • Safavid city
  • Paradise architecture